مرتضى راوندى

231

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اشارات بپوشيم ، تا ما را از كارى كه داريم بازندارند . . . » « 1 » در يكى ديگر از رسايل اخوان الصفا آمده است : « اى برادر ! بدان كه نفس تو بالقوه ، ملك و فرشته است ، و تو مىتوانى بالفعل فرشته گردى اگر بر راه پيمبران رفته و بر مسلك آنان راه بپيمايى و به وصاياى آنان كه در كتب ايشان است و به فرايض و واجباتى كه در سنن شرايع ايشان است عمل كنى . همچنين نفس تو بالقوّه شيطان است ، و امكان آن هست كه روزى شيطان بالفعل شوى ، اگر بر مسلك اشرار و كفّار روى و به راه آنان درآيى . پس اى برادر نگاه كن كه براى نفس خويش چه انتخاب كرده‌اى و چه چيز براى خودت پسنديده‌اى . اى برادر بدان كه فرشتگان ساكنان بهشتها و پهنهء آسمانها و فضاى افلاكند . و بدان كه در قرآن از هشت بهشت نام برده شده است و آنها : جنة الفردوس ، جنة النّعيم ، جنة الخلد ، جنة المأوى ، دار السلام ، دار المتّقين ، دار المقامة و دار القرار مىباشد كه در وراى همهء آنها عرش خداوند رحمن ذو الجلال و الاكرام است . و بدان اى برادر كه شيطانها ساكنان دوزخهايند كه هفت طبقه است : جهنم ، سقر ، لظى ، حطمة ، سعير ، هاويه . . . بدان اى برادر ، كلام ملائكه همهء اشارات و ايماء است و كلام مردم ، عبارات و الفاظ ، اما معانى بين همهء آنان مشترك است . تو اى برادر در طلب معارف و علوم بكوش و به راه ربّانيان و اخيار برو تا آمادهء قبول الهام ملائك گردى . » ( اقتباس به اختصار از صفحات 122 و 123 جلد چهارم رسايل اخوان الصفا ) « 2 » « به نظر هانرى كربن و همكاران او دكتر حسين نصر و عثمان يحيى ، با اينكه نويسندگان دانشنامه يا دايرة المعارف « اخوان الصفا » صريحا ذكر نشده است ، از طريق چندين فيلسوف و مورخ ، مثل توحيدى ، ابن القفطى ، شهرزورى نام بعضى از كسانى را كه در تأليف اين اثر همكارى داشته‌اند مىشناسيم ، ابو سليمان بستى ، مقدسى ، على بن هارون زنجانى ، محمد بن احمد نهرجورى ( مهرجانى ) و عوفى . در حقيقت ، تنظيم اين اثر فقط حاصل كار دسته‌اى از طرفداران تشيّع نيست ، بلكه حاصل كوشش جمعيتى است كه افكار مشخّص اسمعيلى داشته‌اند ، هرچند كتاب طورى محتاطانه تنظيم شده است كه جز « ارباب دل » هيچكس چيزى از آن درنيابد ، هدف اين كتاب مسلما هدف تبليغى بوده است .

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 196 . ( 2 ) . فرهنگ قرآن ، تأليف شريعت سنگلجى ، ( محمد باقر ) ، جلد اول ، از انتشارات دانشگاه آذرآبادگان ، ص 108 .